باله

از یاپ
پرش به: ناوبری, جستجو

رقص باله

فهرست مندرجات

[ویرایش] مقدمه

باله باله نوعی رقص است، و رقاص این رشته را بالرین گویند. رقص باله به شکل امروزی در فرانسه برای اولین بار اجرا شد. البته قبلش در روسیه به شکلی متفاوت اجرا میشد و از هیمن روسیه هم بود که رقص باله به ایران راه یافت.اولین بار رقص باله در زمان روسیه تزاری وارد ایران شد و اولین سالن رقص ایران هم در شهر قزوین بازگشایی شد

یک چیزیکه در این رقص خیلی مهمه آمادگی بدنی بالای رقصنده یا همون بالرین است. میشه گفت بالرین ها تمرینات سختی در حد افراد ژیمناستیک کار دارند و بخش زیادی از تمرین های روزانه انها در کلاس رقص به تمرینات بدنی و همچنین تمرینات تعادلی باله که برای ایستادن و چرخیدن روی نوک شست پا هست اختصاص داره. روی هم رفته یکی از زیباترین رقص های دنیا همین رقص باله هست.


[ویرایش] منبع

http://www.dokhtarooneh.com



[ویرایش] شرح

بالِت . نوعي رقص دسته جمعي . رقص با گروه . رقص دسته جمعي که قسمتي از آداب و عادات جمعي را نشان دهد. اساس بالة است اين رقصها در بين ملل از ايام قديم رواج داشت ، مثلاهندوستان توانسته است رقصهاي خود را از هزاران سال پيش تا کنون حفظ کند و آنرا بهمان صورتي که در افسانه ها، خدايان به «بهار اتاموني » آموخته اند نگاهدارد. رقص هاي يونان قديم به صورت اصلي البته باقي نمانده ولي نقاشيها و کتيبه هايي هست که گوشه اي از آن را مجسم ميکند، هنر رقص در همه ازمنه به منزله عنصر لازمي براي تربيت عمومي و خوش آهنگي يعني کمال در وزن مورد توجه بود و رقص عالي ترين فضيلت روح بشمار ميرفت . در روم قديم نيز رقص در ابتدا جنبه مذهبي و تشريفاتي داشت ، ولي کم کم عشق آنان به هنر نمايش و بازيهاي خونين سيرک ، رقص را در نزد آنان در درجه دوم قرار داد. اما بهرحال در همه اعصار رقص يک نوع وسيله تسلي بشمار ميرفت . دهقانان بينوايي خود را با رقص فراموش ميکردند و ارباب اضطراب احتمالي از دست دادن قدرت خود را، رقصهاي قرون هيجدهم و نوزدهم به دو نوع تقسيم ميشد: رقصهايي که در آن جست و خيز وجود داشت «رقص بلند» خوانده ميشد و خلاف آن «رقص کوتاه ». پادشاهان اروپائي اغلب به رقص ها اهميت ميدادند. لويي چهاردهم در رقص مهارت بسيار داشت و هم او بود که در سال 1661 م . يک موسسه پادشاهي «رقص » در پاريس تشکيل داد. نهضت رمانتيسم در مکتب رقص و نمايش نيز تاثير فراوان کرد،باله در واقع رقصي است که سرگذشتي را بيان ميدارد ويا استعاره را مي پروراند و گوياي هيجان قلبي ميشود و بوسيله حرکات لطيف و ظريف و زنده خود تجريد شورانگيز موسيقي را بخاطر مي آورد. (از مجله موسيقي دوره سوم ، شماره 2 صص 29 - 39). بايد توجه داشت که رقص با باله تفاوت دارد، رقص از نظر خاصي يک پديده فيزيولوژيک و در عين حال رواني است که به وسيله آن موجودات انساني ، موقتاً شخصيت فردي خود را کنار ميگذارند و تسليم يک احساس اجتماعي و عمومي مي کنند که با وزن و ضرب انتقال مي يابد. از چنين رقصي ، نزد همه ملل ،از بدوي ترين تا ممتدترين آنان ، در همه زمانها نشان و اثري ميتوان يافت . رقص به مفهومي که گذشت ، وزن را با حرکات بدن که در حقيقت ترجمان آن است ، بهم مي آميزد. باله ، برعکس ، هنري است که اصل آن مديون موسيقي است . پيدايش «باله » يا هنر رقص تاريخ و سرگذشتي مشخص دارد. در ايتاليا همزمان با نهضت هنري و ادبي قرن پانزدهم به وجود آمد و پيدايش آن معاصر با دوره ايست که «پولي فونيک » تغييرات بسيار مهمي از لحاظ «ريتم » در موسيقي پديد آورد. هنر باله ، از يک قرن پيش در اروپا و امريکا نفوذ بسيار يافت ، تا بدان حد که در سالهاي اخير، در زبانهاي اروپايي اصطلاح تازه اي پديد آمده است بصورت باله تومن که مفهوم آن «علاقه مند به باله » مي باشد و اين خود حاکي از عموميت و استقبال روزافزون عامه از هنر رقص است . برنامه هاي باله اپراهاي مهم دنيا از جمله اپراي پاريس روز بروز سهمي از برنامه هاي غنايي و اپرايي آنها را بخود تخصيص ميدهد و آهنگسازان نيز بيش از پيش هنر خود را در خدمت اين وسيله بيان هنري بکار مي اندازند. باله هاي کلاسيک ،چون ژيزل ، از صد سال پيش تاکنون همچنان باموفقيت روزافزون بر روي صحنه مي آيند. با ايجاد شاهکارهايي چون «کويليا» و «سيلويا»، دوره جديدي در تاريخ بالة پديد مي آيد که خصوصيت مهم آن اهميت و ارزش هنري موسيقي باله مي باشد. تا چندي پيش کمتر موسيقيدان بزرگي به هنر رقص توجه مي داشت و هنر رقاص و رقص نويسي (کورگراف ) بيش از هر چيز مورد توجه قرار داشت . بتدريج ، ايجاد يک باله محصول همکاري نزديک موسيقيدان و رقص نويس و نويسنده متن و مضمون باله گرديد و بدين طريق آثاري به وجود آمد که در آنها موسيقي دان محدود به تهيه اوزان متناسب با رقص محدود نمي شد، بلکه لازم مي آمد که موسيقيدان در عين حال قطعه موسيقيي که ارزش هنري مستقلي چون يک سنفوني داشته باشد بنويسد. در باله هم ، همچون همه رشته هاي هنر، عوامل و اجزايي را که اثر هنري را به وجود مي آوردند بايد به اعتدال بکار بست و کار و هنر هيچکدام از کساني که باله اي را بوجود مي آورند مانند رقص نويس ، آهنگساز و داستان نويس نبايد کار و هنر ديگري را تحت الشعاع قرار دهد. (از مجله موسيقي شماره 9 دوره سوم ص 43و 49). و نيز رجوع به رقص شود.

[ویرایش] لغت نامه معین

1 ـ اندام بال مانندي است در ماهيان و برخي جانوران دريازي كه جهت شنا و حفظ تعادل به كار مي رود. 2 ـ نمايش توأم با موسيقي و رقص .


[ویرایش] منبع

http://www.mibosearch.com

ابزارهای شخصی